|
|
 |
نابودی یک اسطوره دیگر |
 |
 Ariensport.com: فرشاد آقای گل، فرشاد دوست داشتنی، کدام پرسپولیسی پیدا
میشد که عاشقش نباشد؟ موقعی که تو هجده قدم توپ به او می رسید همه نیم خیز
میشدیم. میدانستیم که اگر اتفاق خاصی نیفتد توپ میرود ته تور. فرشاد ما با
آن پیراهن معروف شماره هفده اقایی می کرد، گل زد و گل زد و روزی مثل همه
بازنشسته شد.رفت دنبال مربیگری،خوشحال شدیم . گفتیم یک اسطوره چند سال بعد
با دنیایی از معلومات فوتبال مدرن میاید و جای سلطان که داشت سنش بالا می
رفت را می گیرد.خیلی انتظار کشیدیم خبری نشد. امیدمان تبدیل به یاس شد.
اول با دستیاری جلالی در پاس قهرمانی در لیگ برتر را تجربه کرد و برای
شروع قدم محکمی برداشت. ولی بعد از آن بود که روز به روز بیشتر مایوسمان
کرد. تراکتور که یادتان هست؟هما چطور؟ از همه بدتر برق شیراز و شش مسابقه
و پنج باخت و تک تساوی با پرسپولیس و اخراج. اسطوره امروز نابود نشد، روزی
که از روی حسادت و تنگ نظری بعد از هر بازی که پرسپولیس با قطبی انجام می
داد و چه می برد و چه می باخت، چه خوب بازی میکرد و چه بد، فرشاد مصاحبه
می کرد و افشین را می کوبید، ایراد میگرفت و تحقیر میکرد، آن روز اقای گل
برای ما تمام شد. کاش آنقدر که آن روزها وقت می گذاشت و مصاحبه می کرد و
دل طرفداران پرسپولیس را می شکست و با ایرادهای بی جهت شهد بردها را در
کام سرخدوستان تلخ میکرد، زمانش را در کلاسها و دوره های پیشرفته مربیگری
سپری میکرد و به تحقیق و مطالعه می پرداخت که اینچنین از برق اخراجش
نکنند. این واقعیت فوتبال ماست. اکثر بازیکنان بزرگ گذ شته بدون تلاش و
جهد در زمینه یادگیری فوتبال روز فقط و فقط تشنه همان تشویق های گذشته
هوادارانند و نیمکت مربیگری بهترین بهانه برای ارضای این میل درونی. فرشاد
پیوس یک نمونه است از این داستان تلخ. بودند امثال پیوس که با حسادت و تنگ
نظری دوست نداشتند قطبی و پیروانی و چه بسا قبل تر دنیزلی و آری هان
نتیجه بگیرند. حیف که مطمئنا این اسطوره ها از نابودی اسطوره ای به نام
فرشاد اقای گل عبرت نمی گیرند و دنبال تنها چیزی که شاید نباشند آموختن
است و آموختن.
نوشته شده توسط ایمان |
لينک ثابت
|یکشنبه 11 اسفند1387|
|
 |
|
 |
 |
آخرين مطالب |
 |
|
|